شمس الدين محمد بن محمود آملي

10

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

نظر مصلحتى دينى يا دنيوى باشد كه علم او بدان نرسيده باشد . بيست و يكم آنكه أسرار خود از شيخ پوشيده ندارد و هر كرامتى و موهبتى كه از حضرت الوهيت به دو فايض شود بتصريح يا تعريض بر رأى شيخ عرضه كند . بيست و دوم انكه هر چه از شيخ نقل كند به قدر فهم مستمع كند ، و سخنى كه در آن غموضى و دقتى باشد و شنونده از آن مراد قائل در نيابد و فايده ندهد و ممكن بود كه اعتقاد مستمع از شيخ فاسد گردد نگويد اين جمله آداب مريد است . أما آدابى كه بر شيخ رعايت آنها لازم باشد پانزده‌اند از آن جمله : اول آنكه اظهار تشيخ بنابر رغبت تقدم و محبت تفوق كه بنى آدم بدان مجبولند نباشد تا بكثرت انابت و تضرع به حضرت بارى بر او منكشف نشود كه مراد حق در حواله جماعت مريدان به دو چيست در آن شروع ننمايد . دوم آنكه پيش از تصرف در استعداد مريد اگر در او استعداد سلوك طريق مقربان بيند او را بطريق حكمت بتلويح احوال اهل قرب دعوت كند و اگر بيند كه استعداد طريق بيش ندارد او را بمواعظه حسنه ترغيب و ترهيب دعوت كند و مستعد آن مرتبه قرب را بعد از تحريص بر اعمال قوالب و عبادات ظاهره بر اعمال قلوب مواظبت فرمايد و همچنين اگر صلاح مريد در تجرد از اسباب بيند يا در حفظ و امساك آن او را بدان فرمايد كه فراخور استعداد و مناسب احوال او بود . سيم آنكه به هيچ وجه طمع در مال مريد يا خدمه او نكند و خواطر را بدان تعلق نسازد و اگر مريد خواهد كه بيكبارگى از أموال و أملاك بيرون آيد شيخ را اجازت آن وقتى مسلم بود كه در مقابل آن حالى كه موجب تسلى و جمعيت خواطر مريد بود عوض تواند داد . چهارم آنكه فعل او موافق قول او باشد تا هر گاه كه مريد را بفعلى يا تركى دعوت كند آنمعنى در حال او ظاهر باشد .